ایران با داشتن ۵۸۰۰ کیلومتر نوار ساحلی جنوبی و شمالی که ۴۰ درصد مرزهایش را تشکیل میدهد، کشوری دریایی محسوب میشود. جایی که هفت استان با دریا در ارتباط بوده و سواحل زیادی دارند. استانهای ساحلی حدود ۲۵ درصد مساحت کشور را به خود اختصاص دادهاند، اما در کمال تأسف آمارها نشان میدهند تمام فعالیتهای ساحلی در شمال و جنوب کشور حدود ۵ درصد از ظرفیت سواحل را شامل میشود و ۹۵ درصد دیگر اصلاً مورد توجه قرار نگرفته است. جالب اینکه بندر چابهار که به «دروازه ملل» شهرت یافته میتواند به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران، مطمئنترین، بهترین و باصرفهترین مسیر و کریدور برای اتصال بازارهای دو کانون جمعیتی جهان با بیش از یکمیلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر جمعیت باشد.
بر اساس آماری که چندی پیش منتشر شد، سهم دریا از تولید ناخالص داخلی در کشورهای ساحلی پیشرفته مثل اتحادیه اروپا ۵۰ درصد است، اما این رقم در ایران، فقط به ۲ درصد میرسد. در همین راستا اگر ظرفیتهای موجود در ایران را مدنظر داشته باشیم، از بین ۱۸۴ کشور در رتبه چهلم قرار داریم، در حالیکه از نظر کسب درآمد وضعیت مطلوبی نداشته و بیشترین فعالیتهای اقتصادی در عرصه سواحل کشور متمرکز در محدوده شهرهای بزرگ ساحلی است. با اینکه در شمال و جنوب ایران استانهای گلستان، گیلان، مازندران، سیستانوبلوچستان، بوشهر، هرمزگان و خوزستان به دریا راه دارند، اما اگر بخواهیم فقط سیستان و بلوچستان را مدنظر داشته باشیم باید بگوییم پهناورترین استان کشور است. وجود ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با کشور پاکستان، ۳۲۰ کیلومتر مرز با کشور افغانستان و ۴۰۰ کیلومتر ساحل با پاکستان و دریای عمان و قرار گرفتن تنها بندر اقیانوسی کشور یعنی بندر چابهار در این خطه از مزیتهای برجسته تجارت سیستان و بلوچستان به شمار میآید.
«چابهار» بندر اقیانوسی ایران
بندر چابهار بهعنوان تنها بندر اقیانوسی ایران دارای اهمیت ویژه و خاصی برای کشور است، بهگونهای که به دلیل بهرهمندی این بندر از موقعیت استراتژیک جهت ترانشیپ و ترانزیت کالاهای بنادر حوزه خلیجفارس، افغانستان و آسیای میانه در صورت توجه و سرمایهگذاری مناسب و همچنین فراهمسازی زیرساختهای لازم، میتواند در راستای ثروتآفرینی و توسعه شرق کشور نقش ویژهای ایفا کند.
این بندر با وجود ۳۲۰ کیلومتر مرز آبی، ۱۱ بندر ماهیگیری و جایگاه تخلیه صید، دو بندر منحصربهفرد خارج از نقطه بحران با بریدگیهای طبیعی و با قابلیت پهلوگیری کشتیهای غولپیکر، وجود بیش از ۲۰۰ جاذبه گردشگری و زمینهای کشاورزی مستعد میوههای گرمسیری و همچنین موقعیت مناسب برای پرورش میگو بهعنوان قلب سواحل مکران و محور توسعه شرق مطرح است. با تمام این تفاسیر باید بگوییم هنوز نتوانستهایم تعریف مشخصی برای استفاده از این نعمت خدادادی ارائه کنیم و حداکثر فعالیت در عرصه سواحل کشور، مربوط به محدودههای شهری و روستایی و تأسیسات بندری و نظامی میشود.
هر چند در دولتهای یازدهم و دوازدهم، توجهی به توسعه اقتصاد دریا نشد و از فرصت بینظیر ایجاد کریدورهای فرامنطقهای با اتکا به دسترسی ایران به دریا بهرهبرداری نشد، چراکه اولویت آن دولت، مذاکرات هستهای و همکاری با کشورهای غربی بود. اما در دولت سیزدهم چنین برداشت میشود که توجه به ظرفیت کریدورهای منطقهای و فرامنطقهای در اولویت قرار گرفته و توافقات نشان میدهد میتوان در میانمدت منتظر درآمد ایران از محل ترانزیت و اقتصاد دریا بود. استفاده از سواحل دریا و امواج آن به عنوان منبع تولید برق یا ورزشهای تفریحی، فعالیتهای گردشگری در ساحل یا اعماق دریا و آب درمانی از مهمترین منابع اشتغالزایی در این مناطق محسوب میشوند، به طوری که به ازای ایجاد یک شغل در بخش اقتصاد دریایی، چهار شغل جانبی ایجاد میشود. از آنجا که کشور ایران در کمربند خشک جهانی واقع است و منابع آب شیرین محدود دارد، استفاده از آب دریا برای فعالیتهای کشاورزی و شیرینسازی آب از مهمترین برنامههای توسعهای به شمار میرود. بنابراین رویکرد اقتصاد دریامحور میتواند افقهای تازهای را پیشروی کشور برای برونرفت از اقتصاد متکی به نفت ایجاد کند و توسعه حملونقل دریایی و توجه به موضوعات ایمنی و امنیت، توسعه لجستیک بندری و خصوصیسازی در راستای اقتصاد مقاومتی در کنار توجه به حفاظت از محیطزیست میتواند زمینهساز و متضمن توسعه پایدار کشور شود.